با تو خواهم گریست
و بی تو خواهم مرد...


با تو خواهم گریست
و بی تو خواهم مرد...



عیدی من یادت نره
بوسه ی من یادت نره
گل واسه من یادت نره
عیدی من یادت نره
امسال یه سال محشره
با تو فقط خوش میگذره
فدای اون چشات بشم
عیدی من یادت نره
یه لحظه خندیدن تو
از همه چی قشنگتره
تو لحظه ی تحویل سال
عیدی من یادت نره
اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم
سکوت را فراموش می کردی
و تمامی ذرات وجودت
عشق را فرياد می کردند
اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم
چشمهايم را می شستی
و اشکهايم را با دستان عاشقت
به باد می دادی
اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم
نگاهت را تا ابد بر من می دوختی
تا من در سکوت نگاهـت
با عشق زمینی تو به عرش بروم
اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم
هرگز دلـم را نمی شکستی
گرچه خانه اهریـمـن
شايسته ويرانیست !
اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم
حتی لحظه ای مرا نمي آزردی
که اين غريبه تنها ، جز نگاهت پنجره ای
و جز عشقت بهانه ای برای زيستن ندارد
اگر می دانستی که چقدر دوستـت دارم
دوستم می داشتی
و مرا از اين تـنهایی رها می کردی
ای کاش تمام اينها را می دانستی ...
.
به من نگاه کن واسه ی یه لحظه
نگات به صد تا آسمون می ارزه
من از خدام بکشم ناز تو
تا بشنوم یه لحظه آواز تو
من از خدام پیش تو بمونم
جواب حرفات خودم بخونم
من از خدام بمونم دیوونت
سر بذارم رو شهر امن شونت
من از خدام بمونی کنارم
من که به جز تو کسی رو ندارم
من از خدام که نباشه دوری
فقط دلم می خواد بگی چه جوری
من از خدام که یه روز دعامون
بره تو آسمون پیش خدامون
به عشق این که بعد اون همه درد
خدا یه بار نگاهی هم به ما کرد
.

دلت تنگ است،دلم تنگ است اما عشقی این وسط دارد میبالد و بزرگ میشود
که از دل من،از دل تو و از دلتنگیمان بزرگتر است و این همه ی خوشی های عالم است

تو مگه قلب منی
که صدای نفسات هر جا هستم با منه
تو مگه عمر منی
که دم و بازدمم تو رو فریاد میزنه
فقط تو رو
داره فریاد میزنه
من عطا خواهم کرد به زمستان تو گل
و به تابستانت سردی صبح بهار
و به بالای تو خواهم افشاند پاکی شبنم را
تا فراموش کنی غم تنهایی خود را در باغ

زندگي را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترين قله ها رسيدي، لبخند خود را نثار تمام سنگريزه هايي کن که پايت را خراشيدند
.
لحظه ها رو با تو بودن , در نگاه تو شکفتن
حس عشق رو در تو دیدن , مثل رویای تو خوابه
با تو رفتن با تو موندن , مثل قصه تو رو خوندن
تا همیشه تو رو خواستن , مثل تشنگی آبه
اگه چشمات منو میخواست , تو نگاه تو میمردم
اگه دستات مال من بود ,جون به دستات می سپردم
اگه اسمم رو میخوندی , دیگه از یاد نمیبردم
اگه با من تو میموندی ,همه دنیا رو میبردم
بی تو اما سر سپردن , بی تو و عشق تو بودن
تو غبار جاده موندن , بی تو خوب من محاله
بی تو حتی زنده بودن , بی هدف نفس کشیدن
تا ابد تو رو ندیدن, واسه من رنج وعذابه
توی آسمون عشقم ,غیر تو پرنده ای نیست
روی خاموشی لبهام , جز تو اسم دیگه ای نیست
توی قلب من عزیزم, هیچکسی جایی نداره
دل عاشقم به جز تو ,هیچکسی رو دوست نداره
